گالری عکس روستا پایگاه ازلاع رسانی روستا اپلود سنتر روستا شارژ روستا شبکه اجتماعی روستا
ارسال موضوع ارسال پاسخ
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حکایت
نویسنده پیام
نسایی آفلاین
کاربر تازه وارد
*
ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: Jan 2014

اعتبار: 0
سپاس کرده: 75
14 بار سپاس شده در 3 ارسال

حالت: هيچکدام
ارسال: #1
حکایت
کسی ادعای جوانمردی میکرد،به شهر رفت،بزرگی او را با جمعی از جوانمردان به صرف شام دعوت کرد
پس از صرف شام کنیزکی به مجلس امد و بر دست حضار اب ریخت تا دستهای خود را بشویند،
جوانمرد غریب امتناع کرد وگفت از جوانمردی نیست که زنان اب بر دست مردان بریزند،یکی از حاضرین گفت:ما چندین سال است به این منزل می اییم هنوز نفهمیده ایم که مرد بر دست ما اب میریزد یا زن.
02-03-2014 06:34 PM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: علی رضایی ، احسان ، yousofrafati ، حامد رعنایی ، مهدی قاسمی ، هادی رفیعی ، محمدفيضي ، مجتبي محمدپور ، کچل
ارسال موضوع ارسال پاسخ


ابزار موضوع:
لينک موضوع :
bb کد ارسال :
کد html ارسال :
مشاهده نسخه قابل چاپ ارسال این موضوع به یک دوست مشترک شدن در این موضوع

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
تماس با ماپایگاه اطلاع رسانی روستای روچیبازگشت به بالاحالت آرشیوپیوند سایتی آر اس اس