گالری عکس روستا پایگاه ازلاع رسانی روستا اپلود سنتر روستا شارژ روستا شبکه اجتماعی روستا
ارسال موضوع ارسال پاسخ
 
امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 3.14
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
**گروه طنـز انـجـمـن**
نویسنده پیام
احسان آفلاین
رهبر گروه طنز انجمن
*
ارسال ها: 120
تاریخ ثبت نام: Apr 2012

اعتبار: 14
سپاس کرده: 216
306 بار سپاس شده در 99 ارسال

   
حالت: Asleep
ارسال: #1
**گروه طنـز انـجـمـن**
Blush
گــــروه طــــــنز «انـــــجــــمــــن» راه‌ انـــــدازی شــــــد.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
[/align]
در این بخش از سایت هر روز علاوه بر مطالب طنز بنده آثار طنز کاربران عزیز را نیز در این بخش خواهید خواند.
در این سایت تصمیم داریم با ارائه طنز ارزشمند و فاخر توسط گروهی از دوستان در اوقات فراغت سهمی هر چند کوچک داشته باشیم شما هم می توانید به ما ملحق شده و در این حضور همراه ما باشید . نظرات شما برای ما قطعا غنیمت بزرگی است . ما به یاری شما چشم دوخته ایم باشد تا با شما و در کنار شما موفق به ارائه بهترین ها باشیم . فراموشمان نکنید .... .[/b]

حکایات، اشعار، یادداشت‌های پراکنده طنز و همین‌طور مباحث پژوهشی در باب طنز ، عکس یا کلیپ طنز با رعایت شئونات اخلاقی و اسلامی از جمله مطالبی است که در این بخش از «انجمن» منتشر می شود.

* «طبیعتاً هرچه در این بخش خواهید خواند، تولیدات «امروز» نیست، یا مشخصاً برای «انجمن» نوشته نشده است.وبگردی ، کتاب‌های دیروز و امروز و هر روز حاصل این سرگردانی و گشت و گذارها توی همین صفحات خواهد بود.»
عزیزان دقت کنند که مطلبی که درج میکنند حتما منبع آن را ذکر کنند.


* اگر قصد ارسال مطلبی طولانی را دارید لطفا آن را در چند بخش ارسال کنید تا جذابیت بیشتری داشته باشد.

* به کاربرانی که بهترین ارسال هارا در طی یک ماه دارند امتیازاتی بصورت نظر سنجی داده خواهد شد.

* عزیزان میتوانند نظرات و پیشنهادات خود را برای بهتر شدن این بخش اعلام کنند.


***برای عضویت در این گروه کافیست با مراجعه به قسمت کنترل پنل خود جهت عضویت در این گروه اقدام کنند***

می خواستم با تو بودن را نقاشی کنم. دیدم فاصله ی بینمان در ورق جا نمی شود.
کمی نزدیک تر بیا . می خواهم با تو بودن را حس کنم
...
(آخرین ویرایش در 04-16-2015 11:01 AM توسط: احسان.)
02-16-2013 10:45 AM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: رضا معصومیان ، مهدی قاسمی ، نیوتون ، جواد قاسمی
مهدی قاسمی آفلاین
موسس و مدیر کل انجمن
******
ارسال ها: 555
تاریخ ثبت نام: Feb 2012

اعتبار: 39
سپاس کرده: 1037
1404 بار سپاس شده در 429 ارسال

       
حالت: Mehrabon
ارسال: #2
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
روزي چهار دانشجو تصميم ميگيرند آخر هفته را به تفريح و پيك نيك بروند و با توجه به اينكه شنبه هفته بعد امتحان داشتند تصميم گرفتند حسابي به تفريحشان بپردازند و به وسيله ي يك ترفند كاملا مهندسي امتحانشان را عقب بياندازند ...
همين كار را هم كردند و شنبه به استاد اينطور گفتند كه آخر هفته براي يك سفر كاري به بيرون از شهر رفته بودند كه در راه برگشت چرخ ماشينشان پنچر شده و به دليل نداشتن چرخ زاپاس كل وقتشان گرفته شده و باعث شده تا نتوانند به درس خواندن برسند...
بعد از كلي التماس استاد راضي شد از آن چهار دانشجو با سه روز تاخير امتحان بگيرد .
چهار نفرشان بعد از سه روز درس خواندن با اعتماد به نفس كامل براي امتحان پيش استاد رفتند .
استاد گفت به دليل شرايط خاص آنها هر كدامشان بايد در يك كلاس بنشينند و امتحان بدهند!
استاد برگه هاي امتحاني را به آنها داد
امتحان شامل دو سوال بود ، سوال اول در مورد درس بود و فقط دو نمره داشت و سوال دوم كه 18 نمره داشت اين بود :
كدام چرخ ماشين پنچر شده بود؟

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد
02-18-2013 02:55 PM
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: حسین محمدپور ، احسان ، هادی رفیعی ، داوودقنبری ، حسن رجبی ، جواد قاسمی ، جواد ، نیوتون ، محمدفيضي
حمید محمدپور آفلاین
مشاورمدیرکل ورهبر گروه
*****
ارسال ها: 947
تاریخ ثبت نام: Feb 2013

اعتبار: 36
سپاس کرده: 330
696 بار سپاس شده در 184 ارسال

       
حالت: In Love
ارسال: #3
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
يكي از هزار فوايد كار دسته جمعي!!
بدون شــــــــــــــــــــرح
[تصویر: ejtemaee_copy.jpg]

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.
شخصیت من چیزیه که من هستم،
اما برخورد من بستگی داره به اینکه ” تو ” کی باشی…؟!!
02-19-2013 03:05 PM
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: مهدی قاسمی ، داوودقنبری ، احسان ، نیوتون ، رضا ، جواد قاسمی ، محمدفيضي
مهدی قاسمی آفلاین
موسس و مدیر کل انجمن
******
ارسال ها: 555
تاریخ ثبت نام: Feb 2012

اعتبار: 39
سپاس کرده: 1037
1404 بار سپاس شده در 429 ارسال

       
حالت: Mehrabon
ارسال: #4
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
کاملا بدون شرح:
[تصویر: 08.jpg]

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد
02-20-2013 10:43 PM
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: رضا معصومیان ، حسن رجبی ، احسان ، نیوتون ، ایمان ، محمدفيضي
احسان آفلاین
رهبر گروه طنز انجمن
*
ارسال ها: 120
تاریخ ثبت نام: Apr 2012

اعتبار: 14
سپاس کرده: 216
306 بار سپاس شده در 99 ارسال

   
حالت: Asleep
ارسال: #5
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
طنز دانشجویی:

کوبا:

او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان:

او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا:

درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس:

نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران:

عاشق تخم مرغ است!
سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!
سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد.
معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!
عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس

منبع: طنز سرا

می خواستم با تو بودن را نقاشی کنم. دیدم فاصله ی بینمان در ورق جا نمی شود.
کمی نزدیک تر بیا . می خواهم با تو بودن را حس کنم
...
02-23-2013 12:36 PM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: مهدی قاسمی ، رضامحمدپور ، جواد قاسمی ، نیوتون ، علی
مهدی قاسمی آفلاین
موسس و مدیر کل انجمن
******
ارسال ها: 555
تاریخ ثبت نام: Feb 2012

اعتبار: 39
سپاس کرده: 1037
1404 بار سپاس شده در 429 ارسال

       
حالت: Mehrabon
ارسال: #6
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
تعدادی از سوتی های تلویزیونی

---------------------------------------------------------------------------------------------------------
چند سال پيش توي يه برنامه زنده شبكه تهران مجری بعد از اينكه يكي از شرکت کنندگان مسابقه رو برد گفت: هديه اي به رسم امانت به شما ميديم!
توي اخبار سراسري بود كه آقاي بابان همراه همكار خانومش مي‌خواست خداحافظي كنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظي مي كنم!
برنامه‌ي صبح ايراني راديو سراسري كه از ساعت ۶ و خورده اي صبح شروع ميشه يك مجري خانم داره كه يه روز، گفتند: يك خبر جالب مي‌خوام براتون بخونم، تو اينترنت مي‌گشتم (!) اين خبر رو ديدم كه نوشته يك پيرمرد به مدت ۵۰ سال بالاي درخت زندگي كرده و بعد فرمودند كه: شوخي نيست ها، طرف ۵ قرن بالاي درخت بوده!

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد
02-25-2013 01:40 PM
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: جواد قاسمی ، حسن رجبی ، احسان ، نیوتون ، علی ، محمدفيضي
احسان آفلاین
رهبر گروه طنز انجمن
*
ارسال ها: 120
تاریخ ثبت نام: Apr 2012

اعتبار: 14
سپاس کرده: 216
306 بار سپاس شده در 99 ارسال

   
حالت: Asleep
ارسال: #7
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
وصیت نامه منتشر نشده بزبز قندی

اندکی وقت گذاشته ومطالعه کنید
دوست داشتم قبل از رفتنم چندتا نکته و اندرز برای شما داشته باشم، هرچند که می دانم نسل امروز نسبت به هرگونه پند و نصیحتی آلرژی دارد و زود فیوز می پراند. اما خب با تحمل کردن این چند خط، جانتان که بالا نمی آید، ناسلامتی من دارم می میرم. پس خوب و با دقت گوش بدهید:

1. شنگول جان! تو برادر بزرگتر آن دوتای دیگر هستی، پس مراقبشان باش، مرسی. دفعه قبل که آقا گرگه وارد خانه شده بود و تو و منگول را قورت داده بود، من رسیدم و شکمش را پاره کردم و آزادتان کردم. اما از این به بعد من دیگر نیستم. اون قدیم مدیم ها قصه اینجوری بود که آقا گرگه اول صدایش را نازک می کرد و در می زد، شما پا نمی دادید.بعد دستهایش را آردی می کرد، شما پا نمی دادید.بعد سر و صورت و پاهایش را سفید می کرد، شما گول می خوردید و پا می دادید و در را باز می کردید. اما توی این دور و زمانه، عزیزم! گرگ ها اینقدر پر رو شده اند که نه تنها صدا نازک نمی کنند بلکه ادعای مامان شما بودن را هم ندارند و صاف و پوست کنده می گویند که: « لطفاً در را باز کنید؛ من گرگ هستم!» تا اینجایش که جای ترس ندارد. اما من از این می ترسم که شما هم آنقدر بزغاله باشید که حاضر شوید در و دروازه را راحت به روی گرگ باز کنید و نه تنها منتظر منت و التماس و در نهایت حمله آقا گرگه نشوید بلکه خودتان داوطلبانه open door شوید. و توی شکم گرگه افتخار کنید که ما اگر در را باز نمی کردیم، خانه را روی سرمان خراب می کرد!
2.. منگول جان، آی بزغاله با توام! 75 درصد نگرانی من بابت تو است. بابت منگل بازی هایی که گهگاه از خودت استخراج می کنی و دیگران را هم با خودت به ته چاه می کشی. یادت نرود که هر گرگ و شغالی پشت در خانه هر بز و بزغاله ای، فقط به یک چیز می اندیشد که آن یک چیز نه اجاق گاز توست، نه النگو و گوشواه و بوق مرمری توست، نه پلی استیشن و انبار علوفه توست و نه چیز دیگری جز تو و آن گوشت خوش مزه ات! به همین خاطر تا وقتی پشت در هست، حاضر است هر شرط و تبصره و IF تو را سه سوت بپذیرد. ولی وقتی در باز شد و چراغ سبز نشان داده شد، هر راننده ای پایش را از روی ترمز بر می دارد و گاز می دهد و گاز می زند(!) یاس منگولا جونم!

3. حبه انگورکم، خوشگل و با نمکم. دختر کوچولو و دوست داشتنی ام. حبه جانم! من از تو فقط خاطره های خوش و قشنگ به یاد دارم.یادت هست اولین سالی که دانشگاه قبول شدی و رفتی، برایم نامه نوشتی: « بزی نشست رو ایوونش، نامه نوشت به مادرش … .» من همانجا زیر لب گفتم ای ول حبه، دمت جزغال! همین روحیه ات را حفظ کن و بدان گرگها از شاخ تو همیشه می ترسند. امید مامان بزی تویی. مراقب برادرهای دست و پا چلفتی ات هم باش که گافهای جواتی ندهند و اگر روزی رسید که دیدی منگل بازی های منگول و آب شنگولی خوردن های شنگول دارد کار دستت می دهد، باز هم بپر پشت ساعت دیواری وپشت تیک و تاک ثانیه ها مخفی شو.

می خواستم با تو بودن را نقاشی کنم. دیدم فاصله ی بینمان در ورق جا نمی شود.
کمی نزدیک تر بیا . می خواهم با تو بودن را حس کنم
...
02-26-2013 02:43 PM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: نیوتون ، علی ، رضا معصومیان ، مهدی قاسمی ، حسن رجبی ، حسین یوسفیان ، حمید
حسین یوسفیان آفلاین
رهبر گروه ورزشی
*
ارسال ها: 343
تاریخ ثبت نام: Feb 2013

اعتبار: 18
سپاس کرده: 297
878 بار سپاس شده در 291 ارسال

     
حالت: هيچکدام
ارسال: #8
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
رفتم پیش صاف کار ماشین. یه نگاه به ماشین کرد میگه تصادف کردی؟ گفتم پ ن پ از جلو بندی تکراری خسته شدم گفتم برای تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جدید بشه

***

بچه های الان تو هشت سالگی بهونه آیپد و تبلیت میگیرن. یادش بخیر اون زمونها ما مچ دستمون رو گاز میگرفتیم و با هیجان به بقیه نشون میدادیم که ساعت مچی داریم.

***

السلام علیک یا علی ابن الموسی الرضا المرتضی (ع)
02-27-2013 07:49 AM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: رضا معصومیان ، حسن رجبی ، احسان ، رضا ، محمدفيضي
علی آفلاین
کاربر تازه وارد
*
ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: Mar 2012

اعتبار: 12
سپاس کرده: 478
65 بار سپاس شده در 38 ارسال

 
حالت: هيچکدام
ارسال: #9
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
نامه عاشقانه غضنفر به عشقش ته خنده

سلام بر تو میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم
شایدم نشناختی، منم غضنفر
آااه ای عشق من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دقیقه شصت لیتر آب را تقسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بقال محل ما چند سالشه؟
امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشق خودت کردی. یادت میآید؟
ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟
خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشق و علاگه به طرف من آمدی. خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برق از چشمانم پرید و حسابی عاشقت شدم.
از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تورا ببینم، ولی هیچوقت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.
یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم “عشقم” هروقت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم. اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟
راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی “مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد” من که میدونم منظورت از این حرفا چیه!! منظورت اینه که تو هم به من عشق میورزی، مجه نه!؟
یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشقه؟
ناراحت شدی؟ خاک بر سر بی جنبت!! آدم انقد بی جنبه؟
ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر!
یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیق بشیم، راستی کلهٔ بابت مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه. من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!
چند وقت پیش یه دسته گل برات از باغچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن!
دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد. درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.
راستی من عاشق قورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه ، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر!
خلاصه اینکه بی قراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن یاد تو بودم، داشتم اونجا ول میگشتم

Heart..........Heart
02-27-2013 10:31 PM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: رضا معصومیان ، حمید محمدپور ، حسن رجبی ، حسین یوسفیان ، احسان ، نیوتون
حسین یوسفیان آفلاین
رهبر گروه ورزشی
*
ارسال ها: 343
تاریخ ثبت نام: Feb 2013

اعتبار: 18
سپاس کرده: 297
878 بار سپاس شده در 291 ارسال

     
حالت: هيچکدام
ارسال: #10
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
اصطلاحات جالب و خواندنی پشت کامیونی :
الاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

*

بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

*

پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا

*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه

السلام علیک یا علی ابن الموسی الرضا المرتضی (ع)
02-28-2013 08:27 AM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: احسان ، هادی رفیعی ، نیوتون
حمید محمدپور آفلاین
مشاورمدیرکل ورهبر گروه
*****
ارسال ها: 947
تاریخ ثبت نام: Feb 2013

اعتبار: 36
سپاس کرده: 330
696 بار سپاس شده در 184 ارسال

       
حالت: In Love
ارسال: #11
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
یکی بود یکی نبود

غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیچ کس نبود)

در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند…ExclamationExclamationExclamation

حالا می فهمم

ما با قصه خواب نمی رفتیم.

همون اول هنگ می کردیمUndecided

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر.
شخصیت من چیزیه که من هستم،
اما برخورد من بستگی داره به اینکه ” تو ” کی باشی…؟!!
02-28-2013 11:27 PM
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: احسان
مهدی قاسمی آفلاین
موسس و مدیر کل انجمن
******
ارسال ها: 555
تاریخ ثبت نام: Feb 2012

اعتبار: 39
سپاس کرده: 1037
1404 بار سپاس شده در 429 ارسال

       
حالت: Mehrabon
ارسال: #12
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
عابر بانک در یک روستا
[img][تصویر: 13617364021.jpg][/img]

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان که در رسیدن به هدفت موفق بودی.
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند.
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست.
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت میخواهد
03-04-2013 08:43 AM
مشاهده سایت این کاربر یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: احسان ، محمدفيضي
احسان آفلاین
رهبر گروه طنز انجمن
*
ارسال ها: 120
تاریخ ثبت نام: Apr 2012

اعتبار: 14
سپاس کرده: 216
306 بار سپاس شده در 99 ارسال

   
حالت: Asleep
ارسال: #13
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**

اینوری یا اونوری؟؟؟



دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

می خواستم با تو بودن را نقاشی کنم. دیدم فاصله ی بینمان در ورق جا نمی شود.
کمی نزدیک تر بیا . می خواهم با تو بودن را حس کنم
...
03-04-2013 11:15 AM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: حسین یوسفیان ، مهدی قاسمی ، حسن رجبی
حسین یوسفیان آفلاین
رهبر گروه ورزشی
*
ارسال ها: 343
تاریخ ثبت نام: Feb 2013

اعتبار: 18
سپاس کرده: 297
878 بار سپاس شده در 291 ارسال

     
حالت: هيچکدام
ارسال: #14
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
عجب استاد با حالی(طنز)

یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه میانداخت . . .

یه روز دخترا تصمیم گرفتند با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون…
.
قضیه به گوش استاد رسید (میدونید که، توسط عده ای از آقا پسرهای جان بر کف!!!!!)،

جلسه بعد استاد کمی دیر اومد سر کلاس و برای توجیه دیر آمدنش گفت:

از انقلاب داشتم میومدم، دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده،

رفتم جلو پرسیدم، گفتند با کارت دانشجویی شوهر میدن!

دخترا پا شدند که برن بیرون، استاد گفت: کجا میرید، وقتش تموم شد،

تا ساعت ۱۰ بود! تمام کلاس رفت رو هوا !!!! “

السلام علیک یا علی ابن الموسی الرضا المرتضی (ع)
03-05-2013 08:03 AM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: مهدی قاسمی ، احسان
حسین یوسفیان آفلاین
رهبر گروه ورزشی
*
ارسال ها: 343
تاریخ ثبت نام: Feb 2013

اعتبار: 18
سپاس کرده: 297
878 بار سپاس شده در 291 ارسال

     
حالت: هيچکدام
ارسال: #15
RE: **گروه طنـز انـجـمـن**
[تصویر: b7f47317a3.jpg]
(گذر رستم از خوان بازار)

السلام علیک یا علی ابن الموسی الرضا المرتضی (ع)
03-05-2013 10:04 AM
یافتن همه ی ارسالهای این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط: حسن رجبی ، مهدی قاسمی ، احسان
ارسال موضوع ارسال پاسخ


ابزار موضوع:
لينک موضوع :
bb کد ارسال :
کد html ارسال :
مشاهده نسخه قابل چاپ ارسال این موضوع به یک دوست مشترک شدن در این موضوع

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
تماس با ماپایگاه اطلاع رسانی روستای روچیبازگشت به بالاحالت آرشیوپیوند سایتی آر اس اس