انجمن گفتگوی  روستای روچی
سيزده بدر هاي مانگار - نسخه قابل چاپ

+- انجمن گفتگوی روستای روچی (http://anjoman.roochi.ir)
+-- انجمن: انجمن های مربوط به مسائل روستا (/forumdisplay.php?fid=3)
+--- انجمن: انجمن خاطرات وعکسهای شما از روستا (/forumdisplay.php?fid=12)
+---- انجمن: خاطرات (/forumdisplay.php?fid=13)
+---- موضوع: سيزده بدر هاي مانگار (/showthread.php?tid=1421)



سيزده بدر هاي مانگار - yousofrafati - 04-03-2013 08:59 AM

وقتي ياد آن روزها مي افتم با خود مي گويم آيا تاريخ ،سيزده بدر هاي زمان جواني ما را تكرار خواهد كرد و آسمان به زمين تشنه آب مهربانتر خواهد شد و آن سرسبزي طبيعت روچي با درختان انبوه كشمون وباغ هايي با انواع ميوه ها وكوچه باغ هاي خاطره انگيز و دل هاي شاد وبا صفا وبي شيله پيله وبه دور از هيچ منيتي وخالي از چشم وهم چشمي باز تكرار خواهد شد .
روزهايي كه براي رفتن به سيزده بدر لحظه شماري مي كردند هر كس غذايي آماده مي كرد و صبح روز سيزده همه به جنب وجوش افتاده عده اي وسايلشان را روي الاغ ها بعضي در توبره گذاشته راه مي افتادند از داخل رودخانه به مقصد در صوفه ، رودخانه اي كه كمتر سالي بود خالي از آب باشد ، با شور وشوق وصف نا شدني به صورت دسته جمعي از ميان آبهاي رودخانه مي گذشتند گاهي براي گذشتن از آب مجبور بودند مسير طولاني طي كنند تا به نقطه اي برسند كه ارتفاع كمتر باشد وبه كمك يكديگر از آب رد مي شدند اولين نقطه تجمع محوطه قبرستان بالا (كه امروز همان جلو منزل ابراهيم ميرگنابادي ) بود كه با نواختن ساز ودهل ورقص به منظور رسيدن همه افراد صورت مي گرفت .نقطه تجمع بعدي سرتخت روچي مقابل آبشار بود.برنامه ساز ودهل ورقص صورت مي گرفت تا كساني كه عقب مانده اند برسند ومطئن شوند همه افراد از رودخانه رد شده اند از اين نقطه تا اوشك وكلاته شهاب داخل كوه واز آنجا تا در صوفه از طريق رودخانه طي طريق مي شد راهپيمايي داخل آب لطف وصفاي خاص خود را داشت وقتي به پاي صوفه مي رسيدند بساط خود را زمين مي گذاشتند عده اي بساط چايي وعده اي از خانمها بساط درست كردن بلغور وعده اي براي آوردن هيزم وچوب براي پختن بلغور به صورت خودجوش بسيج مي شدند بساط ساز ودهل ورقص و چوب بازي هم برقراربود . بعضي ها براي گرفتن حاجت به درختان داخل صوفه ويا علم پاي صوفه پارچه گره مي زدند كه آقا بياد وگره از كارشان باز كند عده اي براي پر نور شدن چشمهايشان مي رفتند داخل صوفه و صورتشان را به طرف سقف صوفه گرفته چشمشان را باز نگه مي داشتند تا قطره اي آب از سقف را بداخل چشمشان بيفتد .گاهي هم گزنه هاي داخل صوفه دست هاي افراد بي اطلاع را به سوزش وامي داشت . تعدادي از خانمها پاي علم جمع مي شدند قبل از خوردن بلغورها ابتدا روضه زنانه مي خواندند كه معمولا توسط كلبخينسا (همسر فعلي رمضان معصومي ) وهمسر مرحوم محمد بانوي روضه خواني انجام مي شد . عده اي از جوانان وعلاقمندان تا پاي آبشار درصوفه مي رفتندوعده اي هم بالاي كوهها ، نهار را در كمال صفا وهمدلي صرف مي كردندونزديكي هاي عصربا پشت سرگذاشتن يك روز به ياد ماندني به خانه هايشان بر مي گشتند . جالب بود هنرمندان كه از صبح تا عصر اجراي برنامه مي نمودند بدون هيچ گونه چشم داشت مادي اين كار را انجام مي دادند .
جاي بسي خوشحالي است كه حركت بزرگ راهپيمايي روز سوم فروردين توسط عده اي از عزيزان زحمتكش علاقمند به روستا راه اندازي شده وياد آن ايام را تداعي مي كند برخود لازم ديدم از همه اين دوستان تشكر نمايم. در پايين لينك عكسي از آن دوران پاي صوفه مي گذارم آقاي محمد حسين رجبي سيني چاي در دست دارد وسه نفرهم كه در اين تصوير مي بينيد مرحوم شده اند خداوند رحمتشان كند. مرحوم علي يوسفزاده - مرحوم حسن قيصري -عباس قيصري -مرحوم عباس مرادنيا -عباس مكاري ديده مي شوند بقيه را هم من نمي شناسم عكس در فروردين 57 گرفته شده .
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


واين تصوير ديگري از كوههاي درصوفه . آقاي محمد رضاحسين پور به همراه من نشسته وآقايان رحمت رجبي وعباس مكاري ومحمدحسين رجبي ومرحوم حسن قيصري نفرات ايستاده.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.