انجمن گفتگوی روستای روچی

نسخه کامل: خاطرات چنار و بستن باد
شما در حال مشاهده نسخه ساده می باشید. نمایش نسخه کامل با قالب بندی و فرمت مناسب.
با سلام به همه دوستان نوروز در روچي علاوه بر ديد وبازديد از روز دوم فروردين با بستن باد از شاخه چنار ونواختن ساز وسرنا ودهل تا روز دوازدهم ادامه داشت معمولا اول صبح اهالي دنبال كار كشاورزي به كشمو مي رفتن براي كاشت سيب زميني وپياز و خيار وگورجه وسبزي ويا براي بجو كردن (وجين نمودن علفهاي هرز)و يا كوليدن باغ و..... ولي بعد ازظهرها بساط ساز وخوردن باد برقراربود كه معمولا در پاي چنار ويك باد در جلو منزل كلباقا( سيد تقي هاجري ) ودخترها هم درباغ كلباقا ويا باغ محمود باد مي بستند (تاب ميخوردند) ولي هيچكدام به باد چنار نمي رسيد چون بسيار بلند بود وهركس جرئت سوار شدن آن را نمي كرد. يادم در يكي از اين روزها محمد موحدپور مشغول خوردن تاب بود كه از همان بالا پرت شد داخل جوي آب خدا به او رحم كرد كه سرش به سنگ نخورد.
چنار را ملاحظه كنيد وتابي كه تازه شروع به حركت كرده آيا اين چهره هارا مي شناسيد؟
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

در اين تصوير كه تاب تا ديوار منزل محمد مكاري اوج گرفته .
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
تشخیص این چهرا واقعا مشکله میشه بفرمائین این عکسا مربوط به چه سالی است؟
با سلام در تصوير رضا حسين پور ومرحوم حسين بشكار وحسين زراعتكار مشخص است ولي بقيه را نمي شناسم. بايد حدود سال 60 باشد.
لینک مرجع